برگه ها

۱۳۹۲ خرداد ۲۷, دوشنبه

تورم


  مفهوم و تعریف تورم
 در مورد تورم بايد يادآور شد که اين اصطلاح در اقتصاد از بدوي پيدايش انسانها وجود داشته و بشر آنرا درک نموده و ميشناسند. بناءً در اين فصل سعي ميشود تا نافذترين مفاهيم و تعاريف همراه با نظريه هاي جديد تورم مورد بررسي قرار گيرد.
در مورد تورم تعاريف گوناگون از طرف علماي اقتصاد صورت گرفته است که در اينجا به ذکر مهمترين تعريف آن اکتفا ميشود.
اولين تعريف که در قرن 19 مورد قبول بود تعريف طرفداران نظرية  مقداري پول بود ه که آنها تورم را به مازاد  پول و وسايل پرداخت در مقايسه با ميزان حجم مبادلات تعريف کردند.
تعريف ديگري در مورد تورم تعريف عالم اقتصاد بنام برانفينبرنر(M.|Bronfenbrenner) که وي دو نوع تعريف را براي تورم ارائه کرده است.
1-            تورم عبارت است از شرايطي که در آن مازاد تقاضاي عمومي وجود دارد. يعني پول زياد در تعقيب کالاي کم است.
2-            تورم عبارت است از افزايش حجم پول يا درآمد پولي به مفهوم کل يا سرانه آن.
در تعريف اول تورم را ميتوان به وسيلة عامل تقاضا در بازار کالا تعقيب  کرد و در تعريف دوم تورم نتيجهً تغير در عرضه پول معرفي شده است.
عالم ديگري بنام ميلتون فريدمن(Melton fredman) تورم را چنين تعريف نموده است.
تورم عبارت است از کاهش ارزش پول در خارج از کشور که بوسيلة نرخ اسعار در قيمت اسمي اش تقاضاي مازاد وجود دارد.
اين تعريف تورم بر روي مظاهر خارجي سطح عمومي قيمت ها تأکيد دارد و در اين تعريف تورم به وسيلة نوسانات نرخ ارز اندازه گيري ميشود که تحت شرايط خاصي وسيلة مناسبي براي اقتصادهاي باز ميباشد.
عدة ديگري تورم را به افزايش تقاضاي مجموعي نسبت به عرضه مجموعي ميدانند که مشهورترين تعريف آنها تعريف خانم جان رابينسون انگليسي و ژان مارشال فرانسوي است.
خانم جان رابينسون تورم را چنين تعريف نمود است. تورم عبارت از نوعي افزايش نا محدود و نا منظم قيمت ها است.
ژان مار شال عقيده داشت که تورم عبارت از بلند رفتن قيمت ها است. ولي در حقيقت تورم عبارت از بلند رفتن و افزايش قيمت ها است که اين افزايش باعث تعادل اقتصادي نشده و اگر دولت بي تفاوت بماند و مقامات پولي کشورها قبلاً وارد عمل نشوند. در نتيجه  منجر به نوسانات و بعداً  از بين رفتن و صلب اعتبار پول رائج کشور خواهد شد که اين مسئله براي اقتصاد يک کشور خيلي ها مهلک و خطرناک خواهد بود.
ب- مفهوم تورم:
افزايش بي اندازه و صعودي  قيمت ها که به آن تورم ناميده ميشود . يکي از موانع رشد اقتصادي در کشورها به شمار ميآيد.
تورم قدرت خريد افراد را کاهش داده و موجب اختلال در نظم اقتصادي و اجتماعي خواهد شد.
کلمه تورم از کلمه  لاتين گرفته شده و به معني «دميدن» ميباشد و ظاهراً براي اولين بار در جنگ هاي داخلي امريکا بين سال های 1860-1861 مورد استفاده قرار گرفت  در اين زمان قيمت ها به علت افزايش فراوان حجم پول ، افزايش قابل توجهي نموده بود.
چنانچه  گفتيم تورم يعني افزايش سطح عمومي قيمت ها در اقتصاد البته بايد گفت که هر افزايش قيمت ها الزاماً تورم محسوب نميشود. قيمت برخي از کالاها به دليل خاص ( مثلاً با توجه به فصول سال) ممکن است افزايش و يا کاهش پيدا کند. وقتي از تورم صحبت ميشود منظور افزايش ممتد سطح عمومي قيمت ها است که  در  چند سال اخير مهمترين مشکل اقتصادي آنها شده است. در دوره هاي گذشته نيز تورم به صورت خطرجدي بر ای ثبات ملي بخشي از کشورها جلوه گر شده است.
در اينجا لازم است تا براي درک آثار تخريبي تورم ، اثرات وحشتناک حالت تورمي آلمان در سال 1923 را به خاطر آوريم.
با اين همه تورم ها که قبل از جنگ جهاني دوم اتفاق ميافتادند انعکاسي بودند از بحران ملي خاص که مقدم بر پائين رفتن ارزش پول در جريان بودند. جنگهاي پر خرج و آثار بعدي آنها اساساً به عنوان منابعي فوق العاده مؤثر در ايجاد فشارهاي تورمي مورد قبول قرار گرفته اند. جنگ هاي ويتنام و کوريا را ميتوان نام برد و مثال تازه از اين پديده باستاني دانست. در چنين دوره ها دولت ها در اقدام به بهره کشي هرچه بيشتر از منابع اقتصادي جنگي در تنگنا  قرار گرفته غالباً به آسانترين راه توسل جسته اند و با انتشار پول منابع مالي لازم براي خريد اسلحه و پرداخت حقوق سربازان و غيره را تأمين کردند. بناءً در اقتصاد که اساساً تا آخرين حد تحت فشار توليدات لازم براي انجام مؤثر جنگ ميباشد.
 انتشار پول اضافي توسط دولت به ساده گي تبديل به وسيلة در بالا بردن قيمت ها ي محصولات محدود آن در اقتصاد ميشود. انتشار مداوم پول توسط دولت در چنين شرايطي به ايجاد تمايل مداوم و مقاوم در افزايش قيمت ها خواهد انجاميد و بالاخره باعث بوجود آمدن تورم خواهد شد.
در افغانستان نيز تورم از زمانهاي قديم وجود داشته ولي در مدت 24 سال جنگ اين تورم به اوج خود رسيد. طوريکه هر گروه و تنظيم بخاطر دوام حياتش و پرداخت مصارف جنگ دست به نشر پول زدند که اين افزايش بي حد و بي اندازه پول در اقتصاد باعث پائين آمدن ارزش پول در مقابل اسعار خارجي گرديده و سبب بلند رفتن قيمت ها گرديده که بلند رفتن قيمت ها باعث بوجود امدن فقر ، گرسنگي ، بيکاري، فقر فرهنگي و صدها امراض مهلک اقتصادي و اجتماعي گرديده که علت اش همه و همه وجود تورم در اين کشور بوده که کشور عزيز ما را از قافله رونق اقتصادي و تمدن امروزي براي 50 سال به عقب زد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر