چرا ما خدمات دولت را تقاضا می کنیم ؟
هر کدام ما
در مورد اینکه دولت کدام وظایف را انجام
دهد و کدام وظایف را انجام ندهد نظریاتی داریم. یک تحلیل اقتصادی دولت در جستجو آن
است تا مصارف و مفاد دولت را ارزیابی نماید همچنان در صــــدد آن است تا طرق مصرف،
مقــررات، و امـــور مالی حکومت و تقسیمات منافع جامعه را تشریح کند.
یک دلیل
تقاضای وظایف دولت عبارت از این است که دولت در بسیاری مواقع می تواند اشیا وخدمات
را برای ما تهیه کند که ما نمی توانیم آن اجناس و خدمات را از اشخاص دیگر و یا از
طریق مارکیت خریداری کنیم .
بطور مثال
دولت حقوق مالکیت را به استفاده از منابع و قرارداد های نافذه بوسیله تهیه یک
سیستم حقوقی یا قانونی و محاکم تاسیس می کند.
از قدرت و
توانائی دولت برای انجام وظایف از قبیل ایجاد قوانین که تحت آن معاملات اجتماعی
بین افراد صورت میگیرد و حل و فصل اختلافات
بین شهروندان ازآن استفاده به عمل میاید . این غیر قابل قبول است که یک
اجتماع بدون این قوانین و مقررات و بلافاصله بدون دولت فعالیت نماید .
نظریات
سیاسی قرن 19 اظهار خواهشات افراد بالای نمایندگان دولت را بنام (تاثیرات اجتماعی) نامیده اند.
موجودیت دولت موجب بلند رفتن تقاضا به قدرت دولت برای عرضه خدمات مختلف برای
شهروندان میشود .
همچنان دولت قدرت خود را در تقسیم دوباره عاید و
امکانات اقتصادی بین شهروندان بکار میبرد . بطورمثال دولت فدرال مالیه عایداتی را
برای تهیه عاید بخاطر حمایه از مسن ها، بیکاران و غربا اخذ مینماید. فعالیت دیگر
عبارت از ایجاد ثبات اقتصادی به منظور از بین بردن نوسانات اقتصادی و جلوگیری از
ضایعات مرتبط با عدم استخدام منابع تولیدی و نتایج نا مطلوب ناشی از توارم پول .
بلآخره دولت
از طریق تنظیم دادن تولیدات و مصارف توانست مقاصد و اهداف از قبیل بلند بردن خدمات
صحی و از بین بردن انحصار رو به تزئید و کنترول سیاسی بالای قیمت ها را محدود
بسازد. رشد در مخارج دولت از سال 1929 افزایش تقاضا برای خدمات دولتی را که مارکیت
نتوانستند آن را مهیا نماید نشان می دهد .
تقاضا به
بیمه اجتماعی مانند تامینات اجتماعی ، حقوق تقاعد به بزرگسالان ، بیمه بیکاری ،
بیمه صحی برای غربا و مسن ها که از طرف دولت تمویل می گردد همه این ها باعث افزایش
مخارج دولت در سال میگردیدند.
دفاع ملی
نیز یک نوع خدمت است که ما نمی توانیم آن را از بازار برای خود خریداری نمائیم و
مخارج آن در حدود چندین بلیون دالر در دولت فدرال محاسبه گردیده است .
ولی آیا
دولت واقعا زیاد رشد نموده و به چنان سرعتی رشد نموده ؟
آیا قیمت ها
می تواند منافع فعالیت ها و خدمات دولت را نشان بدهد ؟
آیا می
تواند بعضی خدمات دولتی با اجازه دادن تمام منابع که برای استفاده در جاهای دیگری
در نظر گرفته شده است و اجازه دادن کاهش مالیه قابل پرداخت کاملا از بین برود ؟
آیا پروگرام
های دولت به رسیدن به اهداف خود ناکام مانده است ؟
کدام خدمات
را دولت باید انجام بدهد و کدام خدمات را دولت باید برای سکتور های خصوصی بگذارد .
این ها سوالاتی اند که زمانی که ما اساسات ساختار فعالیت های دولت را
تاسیس نمودیم ما می توانیم مشوقات سکتور خصوصی را که دولت تمویل می نمایدو منابع
مورد استفاده آن را نیز بشناسیم .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر