محیط زیست:
محیط زیست عبارت
است از آنچه زندگى انسان، حیوان، جانوران، گیاهان و جمادات را در برگرفته است؛ نظیر آب، خاک، هوا و نور و سایر
مظاهر و نمودهاى طبیعت که هر گونه تغییر و ناهمگونى در آنها زندگى، حیات و رشد را
تحت تاثیر مثبت و یا منفى قرار مى دهد.
طبق تعریف شوراى اقتصادى اروپا: محیط زیست شامل آب، هوا، خاک و عوامل درونى و
برونى مربوط به حیات هر موجود زنده مى گردد.»
محیط زیست یکی از بستر های داغ بحث سیاست جهانیست .
فقط ضرورت بقاست که انسان را واداشته روی این واژه تأکید کند و
آنرا چون یک بحث سیاسی - اجتماعی جدی بگیرد، تا با جلوگیری از برهم خوردن
هارمونی نظام طبیعت حاکم بر زمین ، ناجی زمین و موجودات آن باشد. زمین وآب و
انسان سه بازوی بهم پیوسته حیات است ، که باید در تعادل و هارمونی نگهداشته
شود. برهم خوردن یکی از این بازو ها همه چار چوب فلسفه زندگی روی زمین را
برهم میزند . یک لحظه تصور کنید ! انسان است زمین است آب به قدرنیاز نیست، زمین
است آب است شمار انسان بیش از ظرفیت است یا انسان است آب است زمین به تناسب ضرورت
ها نیست؛ از این جاست که تعریف زیست محیطی بر بنیاد ناهم آهنگی ها تعریف و لوکالیزه
میشود. عوامل برهم خوردن هارمونی و تعادل طبیعت میتواند دراز مدت باشد و در طول
چند دهه یا چند سده بوقوع بپیوندد و برای نسل ها درک آن کند باشد ، یا پیش
آمد پیش بینی نشده طبیعی و یا انفجار هسته ی که در چند دقیقه کار محیط زیست
یکسره شود. پدیده زیست محیطی با سه اصل با هم وابسته تعریف میشود. انسان متغیر
ازجهات شمار و ذهنی ، زمان متغیر ولی مکان ثابت . شمار انسانها تغییر میکند؛ زمان
بدون توقف در تغییر است ولی حدود جغرا فیائی کشور ها و کره زمین ثابت است. این
چگونگی برخورد انسان است که عکس العمل و پس لگد متقابل طبیعت را مواجه
میشود. هزینه این پس لگد بسته به حجم و شکل صدمه ای وارده به طبیعت است .
محتاط وحسابگر بودن انسان در عمل اش وپیش بین بودن از پس لگد طبیعت شاخص
تعین کننده دغدغه، اندیشه واستراتیژی حفظ محیط زیست است.
متأسفانه در گفت وشنود با آقایان، توضیح پایه های
اندیشه یی و پالیسی حفظ محیط زیست گنگ ونامفهوم بود، و از سازو کار ها و
راه برد های دولت که مردم را از بن بست گیج کننده زندگی انفعالی
به جانب تفکر مثبت و فعال بکشاند، گفتنی نداشتند. در افغانستان پس از چند
دهه تخریبات پیش آمده ازجنگ و نابسامانی اقتصادی و نیز بر بستر تغییرات در
شمار وکثرت نفوس، نیازمندی وخواسته های زمان، محیط زیست به تعریف نو نیاز
دارد. سه عنصر آب زمین وانسان به حیث هسته های تعادل وهارمونی برای انکشاف
ذهنی جامعه از محیط زیست، دور اندیشانه، مورد پژوهش قرار بگیرد. حوادث چند
دهه گذشته جو زندگی و اعتماد بقا را درافغانستان و جهان تغییر داده است ، و امروز
بحث های اقتصادی بازار آزاد و یا اقتصاد لیبرال افاده تازه ای است که در واژه
نامه اقتصادی مردم کشور راه میابد و تعبیر وتفسیر آن سود بردن وبهره کشیدن
از آن با "هر شیوه و امکانی " که باشد مطرح است. روند
لجام گسیخته کشت خشخاش و تولید مواد مخدره نمادی از این تفکر است.
محیط زیست در شرایط و حالات تولید صنعتی غیر متعادل و فرا
علمی آسیب پذیر است . صنعتی شدن لجام گسیخته و نیز فقر مزمن و درازمدت جامعه
انسانی، هر کدام به شکل جداگانه به محیط زیست آسیب میرساند. گرم شدن جو زمین مثال
اول، تخریب قشر خاکی زمین و برهم خوردن حیات وحوش در افریقا ، امریکای لاتین
و جنوب شرق آسیا نمونه دوم از این آسیب رسانی هاست .
در افغانستان موارد فقر مزمن، طولانی وهمگانی در تخریب یا
آسیب رسانیدن ملموس ونا ملموس به محیط زیست اثر گذار بوده است و ادامه دارد. صدمه
وارده و پیش آمده به محیط زیست در گذشته تابع دکترین های اقتصاد پسیف وناشی
از فقر فرهنگی، و سه دهه جنگ عامل مضاعف بوده است وآن پروسه هنوز ادامه دارد.
بعد از
تدوین قانون، وجود بودجه مالی آغاز و دوام کار ها را بمقدرات الهی سپردند . برنامه
و اهداف اداره تازه را در چارچوب برنامه های اقتصادی دولت توضیح نداشتند و
از اولویت ها در پروسه فعالیت نو آغاز شان تفسیری ارائه نکردند. گفته نشد در بر
گردانیدن پوشش سبزعلفی زمی ، احیای جنگلات طبیعی، باغات و زمین های که دوباره احیا
میشود چه تفکرتازه ، اندیشه ای وعملی در چار چوب بهبود محیط زیست دارند .
حفظ منابع آبی از آلودگی ، برگردانیدن حیات وحوش در خشکه و رود خانه ها ، وارد
ساختن فکتورها ونورم های زیست محیطی در انکشاف شهر ها واحد های بزرگ مدنی،
صنعتی و تولیدی و زندگی روزمره مردم ، هم آهنگ سازی فعالیت های شان با وزارت خانه
ها وادارات سکتوری که کارهایشان با هم بافت منطقی و تکنیکی دارد ، رابطه کاری و
تبادل داده های احصایه ای را چگونه بر قرار میسازند .
. محیط
زیست وحفظ الصحه محیطی ، هر کدام ترمنالوژی جدا گانه از یک بحث است یا بگفته دیگر
دو سر یک رشته است . بحث محیط زیست یا حفظ محیط زیست بحث کلی وجامع تیوریک است که
بیشتر بر پایه پژوهش های درازمدت ودر نهاد ( انستیتوشن) های اکادمیک دور از تأثیر
و دیکته های سیاسی دولت ها گنجانیده میشود تا در چارچوب یک آزادی علمی با
دشواریها برخورد کرده بتوانند ، رابطه شان با مردم و شهروندان یک رابطه
اخلاقی و همکاریست تا سمت برنده حرف شان به جانب خطاهای دولت وصاحبان صنایع وتولید
باشد.
بحث حفظ الصحه محیطی یک پروسه عملی ا رائه خدمات انجنیری -
بهداشتی ، که نتیجتا" در بهبود ارائه خدمات ممد و مکمل بهداشت
وقایوی ، در زندگی روزمره کتله های انسانی یاری میرساند ، بر پایه برنامه های
خدمات پیشگیرنده ، جلوگیری از پیش آمد های احتمالی امراض واگیر و شیوع اپیدیمی های
غیر مترقبه توجیه میشود.
آنچه که اسباب اندیشه است توانائی اداره جدید در جمع
وجور کردن و منجمنت این نو تولد است . نبود تخصص (کارشناسی) وکادر متخصص(کار
شناس) محیط زیست درافغانستان است، دانش محیط زیست منحیث یک دانش
پژوهشی - تحلیلی رشته های ارتباط اش را با تمام بخش ها دانش مدرن قایم کرده
است ونمیشود بافت آنرا از ادبیات تا انجنیری هوا- فضا نادیده گرفت.
رابطه محیط زیست با اقتصاد: یکی از
لازمه های بهبود محیط زیست اقتصاد همگانی است، تا مردم در همکاری با برنامه
های دولت توان برداشت بخشی ازهزینه های بهبود وتغییر محیط زیست خصوصی و حومه زندگی
شان را داشته باشند. اصلاح مهندسی شهرها، ترکیب های متناسب ساختمان رهایشی سازگار
با اقتصاد مردم در محلات مناسب را، توأم با ایجاد شرائط خوب حفظ الصحه محیطی و
برگردانیدن سرسبزی به محیط زندگی کوچک خانواده ها، میطلبد. محیط و ساختار
اقتصادی امروزافغانستان نمادی از دو طبقه سازی اقتصاد"افراط وتفریط"
است، مرحله ایست که در متن "جهنم بزرگ فقر" اقلیت کوچک سرمایه دار
دزدانه بهشت های پوشیده و پنهان، مؤقت و زودگذر میسازند. حتی در کشورهای پیشرفته و
صنعتی جهان زمانیکه حفظ توازن در شیوه سیاستهای وساختارهای اقتصاد همگانی برهم
میخورد، تأثیر ان روی زندگی مردم آن کشور نمایان میشود، مثال روشن شرائط اقتصادی نابسامان
امروز " قبله سرمایه داری" ایالات متحده است و در نتیجه دفعتاً تمام
نظام و ساختار اقتصادی جهان یک تکانه رکود دید. گره های محکمی که ابعاد کاری و
سیاستهای اقتصادی وصنعتی دولتها با محیط زیست میخورد ناشی از تلاش حفظ توازن
اقتصادی همگانی است تا اشتراک عامه در مسائل حیاتی مردم منسجم شود. زمانیکه شما
توانائی خرید یک بوته گل و جای نگهداشت آنرا نداشته باشید طبعاً به فکرباغ نخواهید
شد در نتیجه شما درفضای خالی از طبیعت خشن وعصبانی هستید هرجائی که بوته تازه و
سبز پیدا کنید پرپرش میکنید.
یکی از
فاکتورهایکه به محیط زیست آسیب کلان میرساند و در بسیاری موارد هزینه جبران آن
بالا است تولید غیر متعادل است . محیط زیست، در شرائط وحالات تولید صنعتی غیر
متعادل، فراعلمی و بدون برنامه آسیب پذیراست. یکی از تعریفهای عقب افتادگی جهان
سوم ، دستپاچگی و بی برنامه گی در احداث صنایع صدمه افزا است که کشورهای صنعتی
آنرا در کشورهای دور دست وعقب افتاده پیاده میکنند. سرمایه داران بومی نیز تلاش به
پیاده کردن تولیدات زودرس و سود آور میشوند که به عواقب ویرانی محیط زیست نمی
اندیشند و آنرا از نظر دولتها و مردم پنهان میدارند.
جنگ های
طولانی و فرسایشی وابستگی روانی انسانها را از محیط زیست دور میکند. انسانهای
فقیرکه عملاً در پروسه جنگ دخیل نیستند در جنگ با بود ونبود فزیکی و روانی شان
درگیرند. بیرون شدن از ضربه روانی دراز مدت در شرائط افغانستان، هزینه علمی، مالی،
کارسازمان یافته، پیگیرانه و درازمدت را دولت ها و سازمانهای اجتماعی را میطلبد.
البته دولت و اداره محیط زیست افغانستان با کم صلاحیتی کادری، علمی و مالی
نتوانسته است قدمهای اول را واقعبینانه و بدرستی بردارد.
تاثیرات وسایل مناقلات بر محیط: زمانی شما قصد رفتن به جائی را با تکسی میکنید که سیستم انتقالات شهری خوب و
منظم نداشته باشید، جاده ها پر ترافیک و مزدحم است و زیاد وقت میبرد و شما عجله دارید. این به آن معنی
است که خدمات عمومی انتقال برای شهروندان بد است. پس راه حل برای شما کرایه گرفتن
تکسی و یا خرید وسیله اختصاصی است.
پس شما
میروید بسمت خرید یک وسیله کهنه وارداتی ازخارج. وسیله که شما خریده اید در کشور
صادرکننده از رده استفاده قانونی بیرون شده و بالاخره جایش را در کشوری یافته است
که نظم و قانون و حساب وکتاب رابطه تکنیک و محیط زیست اصلاً در بحثهای سیاسی –
اجتماعی وارد نیست. در افغانستان معمولاً سیستم تصفیه گازماشین را برمیدارند، گویا
به قدرت حرکی ماشین میافزایند. در حالیکه دود کاربن بیشتر به هوا پرت میکنند و
شهرها سیاه و دودی میشود. در شهریکه در داخل شعاع هفت کیلومتری آن 90 هزار وسیله
معیوب در روز در گردش باشد کفایت میکند که هوای شهر مملو از کاربن دای اوکساید و
ذرات معلق مضر برای تنفس باشد. وپرسش اساسی نیز همین است که این همه وسیله
ترانسپورتی در یک ساحه کوچک شهریکه سه ملیون و یا بیشتر باشنده دارد چه جهنمی
مخصوصاً برای شهریان کم سن و سال میسازد.وسائط ترانسپورت شهری نامنظم، ناکافی،
مزدحم، وقتگیر و ناراحت کننده است. بسیاری ازجاده ها اسفالت نیست و یا خوب ساختمان
نشده در نتیجه گرد وخاک و ذرات معلق بیشتر به هوا پرت میکند که با گازات موجود در
هوا ترکیب های مضر قابل نشست در سیستم تنفسی میسازد. فرهنگ پائین استفاده عقلمند
از وسیله، راندن بدون اصول وسیله و عبور بدون توجه پیاده روها از دهلیزهای عبور
موجب بی نظمی و توقف بی جهت ترافیک و پاشیدن گاز بیشتر به هوا میشود. در شهرها
ترتیبات امنیتی دولتی اسباب و جاده بندی های امنیتی مزاحمت در گردش ترانسپورت شهری
است. فروشندگان روی جاده نیز بنوعی ترافیک شهر را مزاحمت میکند. شمار بالای
جنراتورهای فعال در منازل و روی جاده ها، دستگاه های خصوصی، سازمانهای خارجی،
دستگاه های فلزکاری، نانوائی ها، رستورانها و شمار زیاد حمام های که فاقد نورم های
لازم حفظ محیط زیست اند، مزید بر مشکل است. البته عدم وجود انرژی برقی بخشی از این
دستگاه ها میایستند.
محدودی
از پدیده ها که اسباب بدی هوای تنفسی میشود به شمارش گرفته شد. ریختن اشغال بخصوص
انواع فلزات و بعضی انواع پلاستیک که در خودفلزهای سنگین دارند (جیوه، سرب،
ارسنیک، کادیم) به شکل دزات با هوا وگازات مخلوط شده وارد جهاز تنفسی میشود. در
نتیجه مرگ ومیر تدریجی و دردآور باخود دارد. بخشی از آن جذب اکویفر" پاکت های
ذخیره آبهای زیر زمینی" میشود و آن ذخایر برای دایم آلوده میسازد..
برنامه دراز مدت انکشاف متوازن جاده های اساسی شهر و
ده و آماده سازی جاده های شهری مناسب برای وسائط ترانسپورتی برقی ( ترموای،
و تریلیبوس) و ایجاد جاده های بایسکلرانی داخل شهری. شهرهای افغانستان در
چار فصل آب وهوای مناسب برای بایسکلرانی دارد و فرهنگ بایسکلرانی مخصوصاً در
جوانان درهمه جا طرفداران بسیار دارد. فصلها، در بسیاری از بخشهای افغانستان همراه
با دما و توقف بادها است در نتیجه گازات بدون حرکت در بالای شهر میایستد. بناءً
لازم است در حد امکان برای کاستن سوخت روغنیات فوسیلی (پطرول، دیزل، ذغال سنگ،
پلاستیک، رابر ) تجاویز قانونی و تخصصی گرفته شود.
تفریح ورابطه آن با محیط زیست :
تفریح ازنظر اقتصادی
عبارت است از هر نوع فعالیت یا عدم فعالیتی که با قصد قبلی ویا میل و رغبت در اوقات فراغت انجام می گیرد.
بنابراین تفریح یک تجربه احساسی و لذت
بخش است که باتمایل افراد در هنگام فراغت به آن دست میدهد. به عبارت دیگر هنگامیکه
کوچکترین احساسی از اجبار در فعالیت یا عدم فعالیت در زمان فراغت وجود ندا شته باشد
بطور قطع و مسلم این حالت را می توان تفریح نامید.
تفریح بطور کلی باکار تفاوت کامل دارد
وجه تمایز آن جنبه فعالیت آن نیست بلکه وضع حالت و احساسی است که درآن به افردست
میدهد وآنهارا فرا میگردد . فعالیت های که برای تهیه ضرورت های زندگی رسیدگی به
تکالیف شخصی خانوادگی و اجتماعی صورت می گیرد. و فعالیت های روزمره زنده گی حتئی
اگر خوشایند نیز باشد نمی توانند در ردیف تفریح قرارگیرند.
البته مرز مشخصی بین تفریح و برخی از
فعالیت های روزانه وجود ندارد.حتی گاهی فعالیت های حرفه ای که اساس کسب درآمد اند
ممکن است دارای جنبه های قوی تفریحی باشند ولی جنبه متمایز تفریح با دیگر فعالیت
های که در انجام آن اجبار نیست و جنبه احساسی وخو خشنودی مخص آنرا ندارند. تفریح
بااو قات فراغت رابطه نزدیک دارد. ولی باآن یکی نبست هر تفریحی در زمان فراغت
انجام میگرد ولی همه اوقات فراغت صرف تفریح نمی شود. به همین دلیل تفریح با تنبلی
و گذران وقت حیچ گونه پیوندی ندارد. و بنابر این اوقات فراغت نیز نمی تواند
ارتباطی داشته باشد
محیط زیست و تفرج:
تفرج شامل کلیه تفریحات است که در
خارج از محیط های بسته ومحدو انجام میگردد. تفریح در محیط های بازبه فضا ومنابع
نیاز دارد. از مناسب ترین منابعی که میتواند کفیت تفرج را بالا ببرند می تواند
مناطق طبعی وکمترتغیریافته را نام برد که هنوز جنبه های زیبائی تن سی خو درا حفظ
کرده اند. استفاده از تمام اشکال پارک ها بردن توجه به کفیت گستردگی یا منافت
ودستر سی به معنی تفرج است.
فعالیت های تفریحی در محیط:
فعالیت های تفریحی به آندسته از
فعالیت های گفته میشود که جزئی از تفریح محسوب مشو ند .فعالیت ها یا جنبه رسمی
دارند. مانند بازی هاو سرگرمیهای مخصوص یا جنبه غیررسمی دارند. نظیر(میله) قدم زدن
کوهنوردی ماهیگیری مسافرت و غیره و اختیاری بودن نبود اجبار غیر رسمی بودن ازروی
میل خاطر دادن و رغبت کامل از خصوصیات این نوع فعالیت هااست ارزش این فعالیت هانیز
در ویژگیهای ذکر شده است . که سبب بروز تقاضای روزافزون برای آنها میشود در جوامع
صنعتی به دلیل نظم و انضباط کار روزانه یا یکنواخت ملالت آور کار ها که
معمولاٌباشکل خاص انجام میگردد منجر میشود بسیاری از مردم ازگزرانی فراغت در
تفرجگاه ها که بدورازگونه جبرست لزت برند. وبی دلیل نسبت که باپیداشدن اندک فراغتی
مردم را مسافت های دوری ازخودتاجای که اثری ازقیدوبند شهرنشیبی دیده نشود میراند.
امروزه تفریحاتی که درتفرجگاه ها صورت میگردد شامل مقادیرزیادی فعالیت هایاحتی عدم
فعالیت های عادی است. به نوعی که بطور تعجب آوری دیده شده است که بسیاری ازمردم
ازاین موقعیت ها صرفاٌ برای دراز کشیدنی صحبت های غیررسمی یا تنها استراحت استفاده
می کنند.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر