قرآن و شفاعت
1.آیاتی که بر عدم وجود شفاعت
دلالت دارد:
"و اتقوا یوما لاتجزی نفس عن
شیئا ئ لا یقبل منها شفاعه و لا یوخذ منها عدل و لا هم ینصرون" (و از روزی پروا دارید که کسی از دیگری هیچ کفایت نکند و از او
شفاعتی پذیرفته نگردد و از او تاوانی گرفته نشود و آنان یاری نگردند) "و اتقوا یوما لا یجزی نفس عن شیئا و لا یقبل منها عدل و لا
تنفعها شفاعه و لا هم ینصرون" (و از روزی پروا دارید که
کسی از دیگری کفایت نکند و از او تاوانی پذیرفته نگردد و شفاعت بر انان سودی نبخشد
و ایشان یاری نشوند) "یا ایها الذین امنوا انفقوامما
رزقناکم من قبل ان یاتی یوم لا بیع فیه و لا خله و لاشفاعه و الکافرون هم الظالمون" (ای مومنان از انچه روزیتان کرده ایم، قبل از رسیدن روزی که خرید
و فروش و دوستی و شفاعت در آن نیست،
انفاق کنید و کافران همان ستمگرانند) 2.آیاتی که شفاعت را منحصرا
در اختیار خدایتعالی می داند:
سوره انعام
آیه 51: و با این(قرآن) کسانی را که از برانگیخته شدن به
سوی خداوندشان
بیم دارند، هشدار ده که جز او هیچ ولی و شفیعی برایشان
نیست،باشد که
پروا کنند!
سوره سجده آیه
4: خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را بین
انهاست در شش روز
آفرید، سپس بر عرش مستقر گشت، برای شما جز او هیچ دوست و
شفیعی نیست،
آیا پند نمی گیرید؟
سوره انعام آیه 70:...و به
وسیله قرآن اندرز ده، مبادا کسی گرفتار
اعمال خویش
گردد، زیراکه برای او جز خدا هیچ یاور و شفیعی نیست، و اگر (به ازاء گناهانش) عوضی دهد، از او پذیرفته نگردد در آیه ذیل صریحا
می فرماید:
"قل لله الشفاعه جمیعا مکل
السموات و الارض" (بگو شفاعت همگی از آن خداست، و سلطنت و
حکومت آسمانها و زمین به دست اوست) و در آیات دیگر در وصف
آنروز می فرماید:
سوره مومنون
آیه 101: و آنگاه که در صور دمیده شود –و قیامت برپا گردد- نسب بین آنها نباشد و
آقازاده و پیامبرزاده بودن سودی نبخشد زیرا که (به
یقین بازگشت
آنها به سوی ماست و سپس حسابشان بر عهده ماست) و پیامبران نیز همانند دیگران مورد بازخواست قرار می گیرند:
"یقینا کسانی را که پیامبر
برایشان فرستادیم و نیز خود پیامبران را
مورد بارپرسی
قرار می دهیم" (سوره اعراف آیه 6) و آنروز روز حکومت حق است: "روزی که هیچ کس مالک چیزی برای دیگری نیست و در آن روز فرمان
فقط از آن خداست" و نیز روزی است که
:"روزی که مال و فرزندان سودی نبخشند.بلکه کسی
که دلی پاک
نزد خدا آورد"، زیرا که هر کسی شایسته بهشت و رضوان الهی نباشد "و آن پاداش کسی است که چاک شده است" و "در حقیقت کسی
رستگار است که پاک شده باشد" که بهشت جای
پاکان و رستگاری خاص ایشان است.
امام علی(ع) در وصف روز
رستاخیز می فرماید(نهج البلاغه،کلمات قصار،حکمت 316):
"دادگاهی است که شاهد همان
حاکم و گواه خود داور خواهد بود" به عبارت
دیگر قاضی
همان کسی است که خود شاهد بوده، و ذره ای در آسمان و زمین از
نظرش دور
نبوده است: "و در هیچ کاری نباشی و هیچ بخشی از قرآن را نخوانی و هیچ عملی را انجام نمی دهید مگر اینکه چون به ان وارد شوید ما
بر شما گواهیم، و هموزن ذره ای در آسمان و
زمین از خداوندت پنهان نمی ماند، و نه
کوچکتر از ذره
و نه بزرگتر از آن، مگر انکه در کتاب روشن ثبت است"(سوره یونس آیه 61) 2.آیاتی که بر شفاعت به اذن
خدا دلالت دارد:
الف: قوانین طبیعی: مربوط
به اعمال و حرکات تکوینی عالم است که بر طبق
قوانین طبیعی
و الهی حاکم بر هستی صورت می گیرد لذا چون خدایتعالی
قانونگذار و
خالق اسباب و علل است و اثر و بقای قانون به اراده او بستگی
دارد،
بنابراین تمام این اعمال، از رویش گیاهان گرفته تا چرخش الکترونها و گردش کرات و حرکت کهکشانها به خدا نسبت داده می شود.
"و سرزمین پاک، گیاهش باذن
خداوندش بر می آید" (اعراف/58) "آیا ندیدی که خداوند سخن
پاک را به درخت پاکی مثل زده است که ریشه اش
ثابت و ساقه
اش در آسمان است هر زمانی به اذن خداوندش میوه دهد..."
(ابراهیم/24 و
25) ب: معجزات انبیاء (ع):
بر طبق آیات متعدد قرآن
کریم معجزات انبیاء فعل آنان محسوب نمی گردد و
به فرمان و
اراده الهی صورت می پذیرد، مثلا حضرت موسی(ع) وقتی اولین بار
خداوند عصایش
را به مار تبدیل می نماید، ترسیده و فرار می کند(نمل/10) که
نشان می دهد
نه تنها در آن عمل نقشی نداشته بلکه اصلا از سرنوشت عصا به
هنگام انداختن
آن بی اطلاع بوده است.
بنابراین نسبت
این افعال به انبیاء الهی به صورت مجازی است و این همان
موضوعی است که
صوفی مسلکان را در تفسیر آیه شریفه "و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی" به اشتباه انداخته و آنرا دال بر (وحدت وجود)
دانسته اند.
در حالیکه آیه
شریفه به معجزه الهی که در جنگ بدر اتفاق افتاد اشاره
دارد. و ان
چنین بود که وقتی رسول خدا(ص) مشتی خاک بر دشمن پاشید و فرمود: "شاهت الوجوه" خدایتعالی آن را به طوفانی مبدل ساخت به طوری
که موجب اضمحلال و شکست دشمن گردید پس ترجمه
آیه چنین می شود: (تو طوفان برپا نکردی وقتی که مشتی خاک را
نداختی بلکه خداوند آن را برپا نمود) معجزات عیسی(ع) نیز که قرآن
کریم خلق مجسمه پرنده و احیاء موتی را به
آنحضرت نسبت
می دهد، به همین صورت بوده، وقتی حواریون درخواست مائده
آسمانی می
کنند آن حضرت عرض می کند: "خداوندا! ای صاحب اختیار ما، بر ما مائده ای از آسمان فرود آورد" و نیز در پاسخ درخواست معجزه
از پیامبر اکرم(ص) خدایتعالی می فرماید:
"بگو منزه است خداوند من، آیا من جز بشری
فرستاده
هستم؟!" (اسراء/93) "هیچ رسولی را نرسد که معجزه
ای جز به اذن خدا آورد" (غافر/78 و رعد/38) "رسولانشان به آنها گفتند:
ما جز بشری همانند شما نیستیم ولیکن خداوند
بر هر کس از
بندگانش که بخواهد، منت می نهد، و ما را نرسد که برای شما
معجزه ای جز
به اذن خدا آوریم" (ابراهیم/11) "و از جن کسانی را (برای
سلیمان مسخر کردیم که) در مقابلش کار می کردند
و هر انکس از
ایشان را که از فرمان ما سرپیچی نماید از عذاب دوزخ می
چشانیم"
(سبا/12) "و آنگاه که (ای عیسی) به اذن من از گل
مجسمه پرنده می ساختی و در آن می دمیدی و سپس به اذن من
پرنده ای می شد و (نیز) کورمادرزاد و پیسی گرفته را
به اذن من
بهبود می بخشیدی و آنگاه که به اذن من مردگان را زنده (از گور) خارج می نمودی..." (مائده/110) "و او رسولی به سوی بنی
اسرائیل قرار داد(با این پیام) که معجزه ای از
سوی خداوندتان
آورده ام،که من برای شما از گل همانند شکل پرنده ای را می
سازم و در آن
می دمم پس به اذن خدا پرنده ای می گردد و (نیز) به اذن خدا
کور مادرزاد و
پیسی گرفته را بهبود می بخشم" (آل عمران/49)
ج:فرمانهای تشریعی:
"بگو هرکس که دشمن جبرئیل
باشد (کافر است) در حالیکه او به اذن خدا آن (قرآن) را بر قلب تو نازل نموده
است" (بقره/97) "
برای هیچ بشری
ممکن نیست که خداوند با او سخن بگوید مگر از طریق وحی،
یا از پشت
پرده و یا اینکه رسولی را بفرستد که به اذن او آنچه را بخواهد وحی نماید همانا او بلند مرتبه حکیم است" (شوری/51) "
آیا –کافران-
شریکانی دارند که از دین آنچه را که خداوند به آن اذن نداده است، بر ایشان تشریع
کرده اند؟!" (شوری/21) "
بگو آیا در
رزقی که خداوند برایتان فرستاده نگریسته اید که قسمتی از آن را حرام و حلال قرار
داده اید؟
بگو: آیا خداوند به شما این
اذن را داده یا اینکه بر او افترا می بندید؟!" (یونس/59) "
-آن نور الهی- در خانه هایی
است که خداوند اذن داده است که برپا شوند و در انها نام او(به بزرگی)
یادگردد"(نور/39) "
ای پیامبر! ما
تو را گواه و مژده آور و بیم رسان فرستادیم و نیز به اذن خدا دعوتگر بسوی او و
چراغی روشن قرار دادیم" (احزاب/45 و 46)
د: ایمان و هدایت:
"ای پیامبر! ما تو را گواه و
مژده آور و بیم رسان فرستادیم، و نیز به
اذن خدا
دعوتگر بسوی او و چراغی روشن قرار دادیم" (احزاب/45 و 46) "
هیچ کس را
نرسد که جز به اذن الهی ایمان آورد" (یونس/100) "
از جانب خدا
برای شما نور و کتابی روشن آمده است که خداوند بوسیله آن
هر انکس را که
خشنودی او را بجوید به راههای سلامت هدایت می نماید و آنان
را به اذن خود
از تاریکیها به سوی روشنایی بر می آورد" (مائده/15 و 16) "
برای ازدواج
–برده مومن بهتر از مشرک (آزاد) است اگر چه شما را به شگفت
آورد، آنان
شما را به سوی آتش فرا خوانند در حالیکه خداوند شما را به اذن خویش به سوی بهشت و آمرزش دعوت می نماید" (بقره 221)
ه: سنن الهی:
"آنچه از خرما بن ها که
بریدید یا آن را ایستاده بر ریشه هایش رها نمودید، به اذن خدا بوده است..."
(حشر/5) "
چه با گروهی
که به اذن خدا بر گروهی بسیار پیروز گشتند" (بقره/249) "
پس –سپاه
داود- آنها را (سپاه جالوت را) به اذن خدا شکست داد" (بقره/251) "
و به راستی خداوند وعده
خویش را در مورد شما تحقق بخشید، آنگاه که
آنان (آن
مشرکان آغازگر جنگ) را به اذن خدا می کشتید" (آل عمران/151) "
و اگر از شما
هزار نفر باشد به اذن خدا بر دو هزار نفر چیره گردند" (انفال/66) "
و آنچه در
روزی که دو گروه به هم برخوردند به شما رسید، به اذن خدا بود" (آل عمران/166) "
هیچ مصیبتی جز
به اذن خدا نمی رسد" (تغابن/11) "
و آن ساحران
جز به اذن خدا به کسی زیان نمی رساندند" (بقره/102) "
براستی که
نجوا از ناحیه شیطان است تا موجب اندوه مومنان گردد ولی جز به اذن خدا به آنان
زیانی نرساند" (مجادله/10)
و: تکلم در
روز قیامت
"روزی آید که هیچکس جز به
اذن او سخن نگوید" (هود/105) "
این روزی است
که سخن نمی گویند، و به آنها اذن داده نمی شود که پوزش بخواهند" (مرسلات/35 و
36) "
روزی که از هر
امتی گواهی برانگیزیم، آنگاه به کافران اذن –سخن- داده نشود" (نحل/84) "
روزی که
جبرئیل و (سایر) فرشتگان به صف ایستند، سخن نمی گویند مگر کسی که خداوند رحمان به
او اذن داده و سخن درست گوید" (نبا/38)
ز: شفاعت
"هیچ شفیعی جز پس از اذن او
نیست" (یونس/3) "
کیست آنکه نزد
او جز به اذن او شفاعت کند، آینده و گذشته آنها را می
داند و کسی به
علم او جز بر انچه بخواهد، احاطه ندارد" (بقره/255) "
چه بسیار
فرشتگانی که در آسمانها هستند که شفاعتشان هیچ سودی نبخشد،
مگر پس از
انکه خداوند برای کسی که بخواهد و بپسندد، اذن دهد" (نجم/26) "
در آنروز شفاعت کسی را سود
نبخشد مگر آنکس را که خدای رحمان برایش اذن
داده و از
گفتارش راضی باشد.آنچه را پیش فرستاده اند و پشت سر نهاده اند می داند و هیچکس بر او احاطه علمی ندارد" (سوره طه/109 و
110) "
کیست انکس که
نزد او جز به اذن او شفاعت کند؟ پیش فرستاده ها و پشت سر
نهاده هایشان
را می داند و به چیزی از علم او احاطه ندارند جز انچه خود
بخواهد"
(بقره/255) "
شفاعت در نزد
او جز برای کسی که برایش اذن داده است، سود نبخشد" (سبا/23) "
و کسانی از
غیر خدا را که می خوانند مالک شفاعت نیستند جز انانکه شاهد به حق و آگاه
باشند" (زخرف/86)
این دسته آیات نیز با آیاتی
که شفاعت را از غیر خدا نفی نموده هماهنگی کامل دارد زیرا در این آیات نیز تاکید
بر این است که:
1.جز به فرمان خدا شفاعتی
نباشد زیرا فقط خدایتعلی بر همه چیز احاطه علمی دارد.
2.شفاعت فرشتگان بعد از اذن
الهی و برای کسی خواهد بود که خداوند بخواهد و راضی باشد
3. مالکان شفاعت از طرف خدا،
کسانی هستند که شاهدان به حق و آگاه ازا
عمالند، و در
گفتار بر خدا سبقت نگیرند و به امر و فرمان الهی عمل می کنند
و از نظر قران
کریم این شاهدان به حق و این آگاهان از اعمال، همان فرشتگان
الهی و
ماموران ثبت و ضبط اعمالند:
"بی گمان بر شما نگهبانانی
گمارده شده اند، نویسندگانی گرانقدر – که- آنچه انجام می دهدی می دانند"
(انفطار/10 و 13)
و فقط این
فرشتگان نویسنده اعمالند که از اعمال ما مطلعند و در حقیقت
آگاهی و کتابت
و شهادت آنها آگاهی و کتابت و شهادت الهی است زیرا که: "در انچه خداوند به آنان فرمان دهد، نافرمانی نکنند و آنچه فرمان
یابند انجام دهند" (تحریم/6)
اینها هستند
که مراقب گفتارند،
"هیچ گفتاری را به لفظ در
نیاورد مگر اینکه نزد آن نگهبانی آماده حضور دارد" (ق/18)
و فرموده است:
"و رسولانمان نزد ایشان ثبت می کنند" و تنها همین
ماموران الهی
هستند که شاهد و گواه انسان بوده و از جزئیات اعمال انسان
آگاهند.که
فرمود: "مگر انانکه شاهد به حق بوده و آگاهی دارند" و "هر کسی در حالی آید که سوق دهنده و گواهی به همراه اوست"
و در آیات دیگر
خدایتعالی این ثبت و گواهی بر اعمال را به خود نسبت می
دهد "و
آنچه را که پیش فرستاده اند و نیز اثارشان را ثبت می کنیم، و هر چیزی را در کتابی روشنگر بر شمرده ایم" "چنین نیست،
ما آنچه را که می گوید خواهیم نوشت..."
و همانگونه که
فرموده است: "و هیچ عملی را انجام نمی دهید مگر اینکه به هنگام پرداختن به آن
ما بر شما گواهیم"
و نه تنها ثبت
و ضبط و گواهی بر اعمال آدمی را خدایتعالی هم به خود و
هم به ماموران
خود نسبت می دهد بلکه در اموری دیگری چون انزال وحی، تدبیر
امر، قبض روح
و ... نیز چنین است.
چون فرشتگان الهی در حقیقت
ماموران خدا هستند، و جز به فرمان او کاری
نکنند، فعل
آنان فعل خدا محسوب شده و به خدایتعالی نسبت داده می شود و لذا فقط آنان مالک شفاعتند و شفاعت آنان نیز همان شفاعت خدایتعالی
است.
همچنانکه تمام
اعمال و حرکاتی که در عالم بر طبق قوانین جبری و تکوینی صورت می پذیرد فعل خداست.
و انسان نیز
در اعمال غیر ارادی خود اینچنین است و تنها در محدوده
اعمال اختیاری
خود اجازه انتخاب دارد و به همین جهت تنها اعمال اختیاری او
مستوجب تقبیح
و تحسین و ثواب و عقاب می باشد و نه اعمال غیر ارادی و غیر
اختیاری او. و
حتی همین اعمال ارادی و اختیاری نیز نتایجشان در اختیار
انسان نبوده و
طبق فرمان و قانون الهی صورت می گیرد.لذا نتایج دنیوی
اعمال، سنن و
نوامیس خلقت محسوب می گردد و نتایج نهایی و اخروی آن نیز فقط
به فرمان
خدایتعالی صورت می پذیرد:
"روزی که هیچکس بردیگری نفعی
نرساند و فرمان در انروز خدای راست" (انفطار/19)
اینکه فرشتگان جز به اذن
خدا سخن نگویند و در سخن بر او پیشی نگیرند،
و مجری فرمان
او هستند یعنی که نظرشان همان نظر خدایتعالی است و سخنشان
صواب و گزارش
عین واقع است و فعلشان نیز فعل خداست.همانگونه که در سرزمین
حاصلخیز
گیاهان به اذن و فرمان خدا می رویند و هر گیاهی به اذن خدا میوه می دهد و همانگونه که حفظ نظام عالم به دست قدرت خداست و جز به
اذن او فرو نمی پاشد و همانطور که
جبرئیل به فرمان او آیات الهی را نازل می کند. اذن
در تماما آیات
مقید باذن الله به معنی امر و فرمان است و نه اجازه.
برای یقین
بیشتر به آیه شریفه توجه کنید: "و خداوند به امر خویش به سوی بهشت و آمرزش فرا می خواند" (بقره/221) در مورد شفاعت نیز
اینچنین است: "کیست آنکس که جز به امر و فرمان خدا
نزد او شفاعت نماید؟" و "هیچ شفیعی
جز بعد از
فرمان او نخواهد بود" و فرشتگان الهی نیز وقتی شفاعتشان نتیجه می دهد که اولا بعد از فرمان خدا و ثانیا برای کسی که خدا
بخواهد و از او راضی باشد: "چه بسیار
فرشتگان در آسمانها که شفاعتشان چیزی را بی نیاز
نکند مگر بعد
ازا ینکه خداوند برای کسی که بخواهد و راضی باشد فرمان دهد"
بنابراین بین آیاتی که بر
شفاعت به اذن الله دلالت دارد و آیاتی که
شفاعت را
منحصرا در اختیار خدایتعالی می داند هیچگونه تعارضی وجود ندارد.
موفق و موید باشید
یا الله
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر